تبلیغات
پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست - عملکرد لژیون


پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست

وبلاگ لژیون 18 شادآباد (همسفر حمیده)


سی دی شجره : کابوس به خاطر عدم تعادل سراغ انسان می آید ، برای تبدیل آب آلوده به آبی زلال باید تصفیه شود و برای این‌که یک انسان نامتعادل به تعادل برسد فقط یک‌راه وجود دارد آن‌هم تزکیه و پالایش است.
القاء هم در صور آشکار است هم در صور پنهان. شما وقتی با انسان‌های منفی معاشرت می‌کنید روی شما اثر منفی می‌گذارد و اگر معاشرت شما با انسان‌های مثبت باشد روی شما اثر مثبت می‌گذارد. باید انسان‌های سالم را پیدا کنید قطعاً هم‌نشین شما باید از شما بهتر باشد.

شجره یعنی درخت. کلمه پاکیزه مثل درخت پاکیزه است یا انسان پاکیزه، مثل درخت پاکیزه که اصل آن ثابت و شاخه‌های آن در آسمان‌ها است .انسان‌های پلید همه در شجره خبیثه قرار می‌گیرند و نباید به آن‌ها نزدیک شوید . شجره طیبه می‌شود یاران سمت راست. شجره خبیثه می‌شود یاران شمال و سابقون یعنی شجره مبارکه . این‌که ما بگوییم هر چه جسم را بیشتر سختی بدهیم روح بهتر پالایش می‌شود کاملاً اشتباه است چیزی که روح را پالایش می‌دهد مثلث دانایی است وقتی‌که انسان در ضد ارزش‌ها حرکت می‌کند چهره‌اش زشت و کریه می‌شود.

وادی اول : شاید در لحظه اول به نظر برسد که تفکر حرکت نمی خواهد ، تفکر یک عکس العمل درونی است ؛ ولی می دانیم : تفکر حرکتی است از یک مجهول به یک معلوم ، یا از یک معلوم به یک معلوم ، یا از یک معلوم به یک مجهول 
در وادی اول می خواهیم تفکر را یاد بگیریم 
اولین قدم این است که ببینیم کجا قرار گرفته ایم ، بدون اینکه خود را سرزنش کنیم بدانیم که هر جایگاهی داریم محصول تفکر خودمان است ، اگر نیاز به تغییر دیدیم باید تفکر صحیح را آموزش بگیریم .
شاید بگوییم من خیلی فکر می کنم ، در کل زندگیم خیلی فکر کرده ام و بدون فکر هیچ کاری نکرده ام ، ولی اگر از وضعیت کنونی خود راضی نیستم یعنی درست تفکر نکرده ام . (تمثیل ضرب المثل اگر خیلی چریدی پس کو دنبه ات؟)
سه نیروی القاء ، احیا و تحرک هم به انسان کمک می کند ، نمونه بارز القاء خوب ، همین است که وقتی وارد کنگره می شویم ، احساس خوبی داریم ، بدون اینکه کسی چیزی به ما بدهد یا حرفی زده شود، انرژی می گیریم . احیا که حی و زنده شدن می آید ، احساسات مرده ما را دوباره زنده می کند و به کمک تحرک انسان حرکت می کند و تفکر آغاز می شود . 
در این وادی اصلا عجله نمی کنم و می خواهم تفکر را درک کنم ، نه اینکه بخواهم به یک باره کل مسائل زندگی خودم را حل کنم .
وقتی من در شهر تهران حضور دارم ، نمی توانم برای رفتن به شهر کرج به سمت جاده هراز بروم . اینجاست که متوجه می شویم مبدا حرکت هم به اندازه مقصد مهم است و برای تفکر هم باید ابتدا مبدا وجود خود را پیدا کنیم ، ببینیم کجا قرار گرفته ایم و به کجا می خواهیم برویم .
حال سوالات مهمی مطرح می شود که باید پاسخگو باشیم :

آیا میخواهیم  فكر كنیم؟ 

به چه موضوعی باید فکر کنیم ؟

چگونه باید فكر كنیم؟

به چه چیزهائی نباید فكر كنیم؟


نوشته شده در پنجشنبه 5 اسفند 1395 ساعت 10:28 ب.ظ توسط همسفر حمیده نظرات | |


طراح قالب پیچك دات نت