تبلیغات
پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست - درسی از اسكی روی آب


پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست

وبلاگ لژیون 18 شادآباد (همسفر حمیده)

وقتی الكساندر خیلی كوچك بود می خواست اسكی روی آب را یاد بگیرد.بنابراین یك روز را برای این كار گذاشتیم.من در مورد طرز ایستادن و گرفتن طنابی كه او را می كشید برایش توضیح دادم و خودم پشت جت اسكی نشستم . راندن جت اسكی و نگاه كردن به الكساندر و مراقبت از او به طور همزمان كار مشكلی بود ولی تمام تلاشم را كردم .


اوه معجزه ! او توانست همان بار اول روی آب قرار بگیرد و اسكی كند .

باید گفت كه آن روز، یك روز رویایی بود: دریاچه بدون موج، آب گرم و آسمان كاملا آبی بود.

ناگهان احساس كردم كه اتفاقی افتاد .برگشتم ودیدم كه هیچ اثری از الكساندر نیست!

نفسم بند آمد اما یك دفعه متوجه چیزی شدم .اوافتاده بود ولی طناب را رها نكرده بود و همچنان جت اسكی او را زیر آب می كشید .اشتباه از من بود ،باید این مسئله راپیش بینی می كردم.

 

جت اسكی را متوقف كردم و او  روی آب آمد.طفلك آب زیادی خورده بود .برایش در این مورد توضیح دادم و دوباره تمرینات را شروع كردیم .سرانجام پس از چند بار افتادن،او موفق شد. حالا الكساندر به خوبی روی آب اسكی می كند ،و می تواند ضمن اسكی فیگورهای ماهرانه و جالبی بگیرد. اما درآن روز اول یك چیز مهم یاد گرفت كه تمام زندگی به دردش خورد:

رها كردن!

مادوست داریم كه همه چیز را تحت كنترل بگیریم . گاهی اوقات ممكن است مجبور بشویم "آب زیادی بخوریم" چون نمی خواهیم هیچ چیز را رها كنیم.

باید رها كردن رابپذیریم و اجازه بدهیم بعضی چیزها خودشان پیش بروند .كنترل كردن همه چیز غیر ممكن است.

كنترل ومهار كردن همه چیز یعنی تبدیل زندگی به جهنم.

نوشته شده در یکشنبه 8 اسفند 1395 ساعت 11:20 ق.ظ توسط همسفر حمیده نظرات | |


طراح قالب پیچك دات نت