تبلیغات
پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست - پایپ شکسته


پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست

وبلاگ لژیون 18 شادآباد (همسفر حمیده)

اولین باری که پایپ را دیدم، زمانی بود که مسافرم برای ترک اعتیاد در یک کمپ حضور داشت، پایپ و شیشه جا مانده در مغازه اش را باید نابود می کردم، خودش آدرسش را داد، من هم طبق دستور عمل کردم، چه خوشحال بودم از شکستن وافور شیشه ای و ظریف و افسوس که هزاران پایپ دیگر برای انتقام این شکستن در زندگیم رخ نمایی کردند.


مصرف کراک مسافرم را دیده بودم و التماسش می کردم که تریاک مصرف کند، شنیده بودم کراک باعث فاسد شدن گوشت انسان می شود، ولی گوش امیر بدهکار نبود، تعمیرکار آبگرمکن به منزل می آمد و من می دیدم پای گاز در حال مصرف هستند!!!!!!
همسفر مصرف کننده شیشه که باشی خیلی درد داری، وقتی داری انباری تمیز می کنی، لوله بخاری را بر میداری، پایپ می افتد و نمی دانی به خانم همسایه که از آنجا رد می شد، چه توضیحی بدهی، وقتی اجاق گاز را تمیز می کنی تکه های شیشه را در صفحه زیر شعله می بینی و تعجب می کنی که اگر ظرف و لیوانی شکسته چطور به اینجا نفوذ کرده و نمی دانی که مصرف کننده سعی در ساختن پایپ داشته!!!!! کار از قسم خوردن به قرآن می گذرد و مجبور می شوی جفت پا روی قرآن بیایستی که باور کند وقتی سرکار رفته بودی شال سفید به سر نداشتی و خانمی که با شال سفید از فلان ماشین پیاده شده نبودی!!!! در مطب دندانپزشکی با برداشتن کاپشن همسرت پایپ سر بخورد و زیر بار نگاه دندانپزشک و دستیارش آب شوی.
ولی روزنه امیدی در زندگیت وجود دارد و نور کوچکی می بینی، کنگره ای که در آن تو همسر یک شیشه ای نیستی، همسفری، همسفر عشق و امید، می بینی برخلاف هرچه در برنامه های علمی تلویزیون و پزشکان گفته می شد که شیشه درمان ندارد، مصرف کنندگان شیشه بدون هیچ عارضه ای درمان شده اند، مسافر شیشه ای که تکلیفش معلوم است و به قول معروف حرجی بر او نیست، ولی همسفر نقش آفرین مهمیست، با عزم راسخ و کفش آهنی به سمت نور حرکت کنی، بال پرواز خوبی هستی و مسافرت هم به کنگره وصل خواهی کرد و نقش اصلی همسفر را ایفا می کنی.ولی اگر ایمان نداشته باشی و به جای راه سهل و سخت درمان، بخواهی راهی کوتاه بروی و به روزنه نور توجه نکنی . . . 
من به چشم خود دیدم ، امیر عاشق شیشه بود، گاهی می گفت با این فاز مصرف می کنم و همیشه توقع داشت من هم همان فاز را بگیرم و کنارش باشم، باعث حسودی من می شد که شیشه را اینطور عاشقانه دوست داشت، ولی در کنگره عشق آموختم بیماری او، بیماری عشق نیست ، اجبار به مصرف کلمه درست تری است تا علاقه به مصرف، 8 سال پیش که ما وارد کنگره شدیم از 10نفر 9مصرف کننده شیشه بود، شکر که این دانش و آگاهی بالا رفته و آمار خیلی کمتر شده است.
می بینیم چندین سال از درمان مسافران شیشه می گذرد و حال خوشی دارند، این نوید را به تازه واردان می دهند که مسلما وقتی اذن رهایی رسیده باشد به روزهای روشن خواهید رسید، صبور باشید و ایمان داشته باشید .

نوشته شده در سه شنبه 13 تیر 1396 ساعت 09:01 ق.ظ توسط همسفر حمیده نظرات | |


طراح قالب پیچك دات نت